امروز که داشتم این شعر رو مرور میکردم دیدم زندگی خیلی از ما ها یا واقعا در گیر این مسائله یا در آینده خواهد شد.

مثلا کسی رو که دوست داری به دست نمیاری و بعد به یه جایی که میرسی و واقعا از برگشتنش نا امید میشی تن به ازدواجی میدی که واقعا حق تو نیست و فقط برای فرف از تنهایی این کا رو میکنی .

امید وارم گریبان من رو نگیره چون احساس میکنم مرگ تدریجیه ...

تازگی ها خیلی فکر میکنم شاید دلیلش اینه که به مطالب جدید تری میرسم

 

 

سخت است چو من اسیر غم ها بودن

در محبس شب ،‌همیشه تنها بودن

با یاد ِ کسی که دوستش می داری

یک عمر در آغوش هیولا بودن

 

                                                 حامد حجت خواه

/ 9 نظر / 13 بازدید
saba

salam che inja avz shude ye roman hast, khili ziba in maslae ro barasi mikone man tazes horo kardam bekhondanesh ye hamzad pendary shadid ba shkhsit asli baray har zan ijad mishe " Jane Shifte" esme ketabe

وحید باقرلو

سلام سال نو مبارک محشر بود و اینکه چه عذاب سختیه اون زندگی... سال خوبی پیش رو داشته باشی...

سعید

هانی جان سلام. شما لطف دارید و ممنون از مهربانیت. برایت در سال نو سلامتی و شادی خواهانم. امید که هر روز پخته‌تر شوی و تازه‌تر. سعید از برلین.

نوری

خودتی ! خود خودت ! یکمی فکر کنی میفهمی چرا نمیام !!! بازهم خود خودتی

آمِد

آخ که سخته اینطوری بودن . واقعا چرا اینطوری ! شاید به خاطر اینه که انسان به اون چیزی که خیلی توجه می کنه انو پدید میاره .مثلا طرف عاشق ماشینشه دائم تصادف می کنه .

همون

شعر زیبایی بود و چه قدر امروز گریبان ما رو می گیره و شاید مقصر ما باشیم و شاید هم روزگار !!!

همون

راستی یک امتیاز مثبت برای شما چون شما اولین کسی هستید که از من خوشتون اومده البته اگه اشتباه نکرده باشید راستی من یادم نمی یاد کجا دیدمت البته خیلی عکست رو نگاه کردم ولی باز یادم نمی یاد اون روز کجا نشسته بودی دقیقا ؟؟؟[نیشخند]

ساز خدا

سلام.......حیاط خانه پدربزگ نم داشت هنوز به روزم...خوشحال می شم قلم رنجه کنید[گل]

شاید فراقی که در این روزها ناچار به پذیرشش هستیم ، سودمند باشه ، چیزهای زیبا و ماندگار را تنها می توان از دور دید!