انگشتم را تا ته ذهنم فرو می کنم

 و هر چه در آن است عق می زنم

--------------------------------------------------------------------------------------------

درسی داشتیم به نام فیلم نامه نویسی به روش بارش افکار

 

تازگی ها افکارم سیل آسا می آیند و مرا با خود میبرند وقتی به خودم میآیم در سرزمینی دور دست در  ساحل ذهنم نشسته ام .

هانی رزاز ١٠:٣٣ شب جمعه ٢٧ فروردین

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
مهدی

سلام. سعادت گرچه کم رنگ است ، ارادت همچنان باقیست [لبخند] موفق باشین

وحید باقرلو

ما هم تقریبا اینطوریم این روزها... فکرمان مثل اسب وحشی به هرجایی فرار میکند جز آنجاها که میخواهیم. شونصد تا غزل نیمه کاره گفتیم و خیلی هایش ره حتی بادمان هم نیست...

وحید باقرلو

ضمنا دوووووووووووووووووووووووووووووووم...[ابله]

شیرزاد ط( مکتوب)

سلام یعنی اونوقت فکرت از اینهمه افکار سنگین خالی میشه؟ دقیقآ از کجا باید انگشت رو تو ذهنمون فرو کنیم؟[زبان]

هپلی

سلام از اون جمله های مینی مالیستی پر معنا بود ایراد نمیشه گرفت فقط تعریف میمونه

دوست من

سلام خوبی؟ ساحله آرام و آبی را دوست دارم و صدای امواج دریا را موسیقی زندگی می نامم خدا را به عظمت دریا می خوانم و آرزوی موفقییت برای شما دارم افکار انسان بال و پری دارد که اگر با ترمز عقل کنترل نشود به بیکران سقوط سفر می نماید دوست خوبم واقعیت مکانی شیرن و با توان تو آباد می گردد موفق باشی [گل]

همون

منم دقیقا همین سوال رو دارم که از کجا باید انگش را فرو کرد ؟؟؟[نیشخند] ولی می گم اگه همش بربزه بیرون خیلی نافرم می شه ها چون من کی افکار پلید دارم ....[نیشخند][زبان]

همون

من عاشقتم دختر !! اینچه پستی بود که پایین نوشتی اگه بدونی چه کرد با من ؟؟؟ خیلی خیلی خیلی دوست میداشتمش ..طوری که میتونم هفت بار یک نفس بخونمش ودر اخر بگم اخی هانی کوچولو بزرگ شده ......[نیشخند]