در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد

حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار

کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد

باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند

موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد

بوی بهبود ز اوضاع جهان می شنوم

شادی آورد و گل و باد صبا شاد آمد

ای عروس هنر، از بخت شکایت منما

حجله حسن بیارای که داماد آمد

دلفریبان نباتی همه زیور بستند

دلبر ماست که با حسن خداد داد آمد

زیر بارند  درختان که تعلق دارند

ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد

مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان

تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد

 

----------------------------------------------------------------------

تفعولیدیم به حافظ جوابی داد بس دلنشین

پست بعدی با یه مطلب جدید میام فعلا یا حق

 

 

/ 5 نظر / 9 بازدید
غزل خونه

سلام یه روزایی بود که کیلید کرده بودم به دیوان حافظ و در عرض چند روز دو بار خوندم. اونم آروم و دقیق... خواجه کارش درسته. تفعلت مبارک...

دوست من

سلام خوبي ؟ شما سر نمي زني [لبخند]

Diapason

تو هم مثل ماركوپولو هي از اين طرف به آن طرف برو و جماعت رو هم دنبال خودت...

Diapason

هانی جان چطوری خیلی پست قشنگی بود این ماهی سیاه کوچولو صد آه براورم زآیینه دل آیینهِِ ی دل زآه روشن گردد در خبر است که حق -جلّ جلاله- سه نام از نام های خود به ابراهیم فرستاد:یکی از آن (آه ) بود که بر دوام ابراهیم می گفتی : آه. اگر تندرستان و سلامت را نود و نه نام بباید اهل بلا را یک نام بباید.نود و نه نام از زبان برآید اما آه از میان جان برآید.زبان و کلام را به آه،راه نیست