خشکسالی های پی در پی اندیشه را چشیدم ...!

 

کتاب های قفسه سینه ام ورم کرده ... وقتی نفس میکشم سینوس هایم شوپنهاور

می نوازند.

امروز آمدم لباس تفکرم را بر تن کنم ... آنقدر گشاد شده بود که بر تنم زار میزد .

لباس های تفکرم امسال نو است ، می ترسم زیبایی دنیا را مصادره کنند

آنوقت دیگر لباس به چه کار آید؟

همان بهتر عریان در کوچه های ذهن پرسه بزنیم

عریانی هم سعادت می خواهد.صداقت داشتن لیاقت .

 

می ترسم از شعور الهی تحریم شده باشم چندیست تفکر نمی کنم .عضله های

ذهنم آمادگیشان را برای تمرین تفکر از دست داده اند ، باید از نو شروع کرد!

وای اگر خشک سالی پی در پی اندیشه ام استمرار یابند ...

قلمم را خواهم شکست .

 

 

 

/ 8 نظر / 14 بازدید
رضا

سلام چه قلم خوبی داری موفق باشی

وحید باقرلو

سلام چشمه ی ذهن و دلت همیشه جاری... محشر بود این پستت. کفم برید. مرسی...

پارسا

سلام اندیشه ها و قلمت قابل تقدیرند البته این حقیر کی باشه که اظهار نظر کنه از عشق الهی تحریم شدن دردناک و غیر قابل تحمله البته یادم میره که شما این تفکرات پوسیده این حقیرو هیچ وقت قبول نداشتی باوردارم که موفقیت روزافزونت رو خودت داری میبینی شاد و سلامت باشید./ یا حق

بزرگترین اجتماع دختر پسرای ایرونی

دیگه لازم نیست هر روز وقت خود را توی سایتهای مختلف صرف كنید تا كلی عكس و مطلب مورد علاقه تان را پیدا كنید ! شما فقط باید ایمیل خودتون رو هر روز چک کنید و منتظر بهترین و بروزترین و جالب ترین مطالب و عکس ها باشید ! برای کسب اطلاعات بیشتر به ادرس http://tgroup.mihanblog.com مراجعه کنید. موفق باشید.

علیرضا

برای شکستن قلم؛خشکسالی اندیشه کافی نیست ! خشکسالی اندیشه همراه اندیشه خشک... شاد باشید... یا حق

هپلی

هیچ نقدی وارد نیست !!! لااقل من بلد نبودم

من...هیچ

سلام.ممنون. از طریق کی؟ خوشحالم که میبینم هنوز هستن کسایی که دنبال روشنایی هستن.