این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست...!

 

اسمشو تحول نمیذارم .مثله این میمونه وارد به خونه جدید بشی که قراره توش رندگی کنی ،تو همون آدمی ، فقط ممکنه بعضی عادت های جدید پیدا کنی،با آدم های جدید برخورد کنی  رفتار های جدید یادبگیری از جایگاه بچه آخر خانواده بودن و ننر بودن،عسلی بابایی بودنزبان،تبدیل بشی به نامزد ، همسر، مادر و ... ّبودن.

من میگم جایگاه آدم مهمه و رفتار های تو در سمت و جایگاه خودت ارزیابی میشه از تو که دختر خونه ای انتظار ندارن توی مهمونی دلقک بازی در نیاری اما اگه  همون دختر ایندفعه مادر یه بچه باشه اگه جنگولک بازی در بیاره زیره سوال میره 

پس ماها همیشه یه آدمیم اما شرایط مارو تغییر میده یا بهتر بگم سمت و جایگاهمون ما رو وادار به انجام رفتار های جدید میکنه.

ارزش ها ضد ارزش میشن و ضد ارزش ها ارزش محسوب میشن.

و امان از این دالان های جدید که هر بار وارد یک جایگاه میشی و رفتار های جدید تر از تو انتظار میره

ناخواسته سمت و جایگاهت نغییر میکنه  تو دوست داری همیشه خودت باشی

من آدمی بودم که شعار میدادم من همیشه همینطور میمونم اما  فهمیدم قرار گرفتن در هر جایگاهی تو رو سوق میده به سمت ارزش های همون جایگاه

یهو به خودت میای میبینی یه مرد کنارت نشسته که قراره یک عمر باهاش رندگی کنییول

قراره توی شادی و غم ،ثروت و فقر،در خشم و آرامش و توانایی و ناتوانی پاش وایسی

دیگه نمیتونی بگی من چه ؟! یا این مشکل من نیست!

یا اینکه اگه ازش دلخوری، عصبانی و یا حتی به خونش تشنه ایی کلافهبالش و پتو تو برداری بری پیش مامانت بخوابی .

و هزار تا یا اینکه ها و نتونستن ها ... باید بتونی چون خیر سرت قول دادی .همون لحظه

که داری به قولی که داری میدی فکر میکنی  جا میزنی

پاهات میلرزه میگی کاش یه خواب باشه

تو چشم هاش خیره میشی

داره میخنده حالا تصور میکنی این چشم ها تو حالت خشم ،ناراحتی ،بی کاری، مریضی ، بی پولی و .... باز هم اینقدر مهربونن

وای دنیا داره میچرخه و تو تاب میخوری تو این افکار

همه میرقصن ؛میخندن ،تبریک میگن

تو هیچی نمیشنوی ، به خودت میگی عجب غلطی کردم .

اما بعد روزهایی رو به خاطر میاری که مادرت ،پدرت ، دوست هات ، خواهرت همه به نحوی یا نیستن یا سرشون به زندگیشون گرمه ... نو اون روزا یه مرد هست که بتونی روش حساب کنی

با فاکتورگرفتن از

 قیافه گرفتن هاابرو؛ خر خر شب هاخواب، گاهی زور گفتن ها ،گاهی درک نشدن ها

تو را به معشوقه و ماشینشان و فوتبال زنده آخر هفته ها ترجیح دادن ها و ...

باز هم میدانی اگر تمام دنیا تنهایت بگذارد ،این مرد تنهایت نمیگذارد.

آخر ما زنها زیادی صبوریم شاید اگر کمی تحملمان کم تر بود ،مثله خودشان زود قاطی

می کردیم دست برنده را برده بودیم

شاید...

 

غارنشین متمدن 6 دی ماه 1380

/ 1 نظر / 132 بازدید
مونا

آنان که به زين اسب خود مي نازند/ در وقت مسابقه چرا مي بازنند ؟ دنيا که شبيه بن بست است /با نعل شکسته به کجا ميتازند ؟ [قلب][ماچ][قلب][ماچ] بي نهايت دوستت دارم و منتظر حضور سبزت هستم [گل][ماچ][ماچ][ماچ]